نا اونجا که یادم میاد کسی تو خانواده ما از شاه خوشش نمیامد.پدرم بعد از کودتا 28
مرداد عضویت درفرقه اشتراکی زندانی شد و اگر پا در میانی دایی جان نبود شاید اعدام میشد. کینه سالهای سخت زندان با او مانده بود به چشم خویش دیده بود که چه بر سر مردم اوردند و تا فرصتی میشد معظم له را به باد انتقاد میگرفت. اینروزها هر چه میخواهم قیاسی میان آنچه شاه و پدرش بر سر مردم ایران آوردند و آنچه این تخم مارمومکها بر سر ما میاورند بیابم در حیرت
میمانم که اینان چه هستند. دوستی میگفت اینان ایرانی نیستند و آنچه اینان در وقاحت و بی شرمی با مردم آزاده ما میکنند مغول نیز نکرد. و من در حیرتم که اینان را قرابتی نه با شاه که حتی با آدمی نیست.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment